صالحین رستم‌آباد

پایگاه مقاومت بسیج محمد رسول الله رستم اباد

صالحین رستم‌آباد

پایگاه مقاومت بسیج محمد رسول الله رستم اباد

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

چرا ادعا میکنیم دین اسلام کامل‌ترین دین است؟

| يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۴۶ ب.ظ

دین اسلام جامع است؛ یعنى براى تمام امور ما انسانها برنامهریزى کرده است؛ از روابط شخصى ما با خدا گرفته تا روابط اجتماعى، خانوادگى، اقتصادى و...، در حالى که دینهاى دیگر این جامعیت را ندارد.

اینکه در قرآن کریم در برخی از موارد می‏فرماید: ما آفریدیم چند دلیل دارد که دو دلیل آن را برایتان می‏نویسم:

1. اگر بخواهید با معلم یا پدر و مادرتان صحبت کنید می‏گویید تو یا شما؟ روشن است که نمی‏گویید تو بلکه برای احترام معلم می‏گویی شما فرمودید. پس ما در برخی از موارد برای احترام و بزرگ داشت دیگران از ضمیرها و فعل‏های جمع استفاده می‏کنیم. هر چند کسی که با او سخن می‏گوییم یک نفر بیشتر نباشد.

در مورد خدای بزرگ نیز به خاطر عظمت پروردگار در برخی از موارد از ضمیر جمع استفاده شده و ماآمده است. مگر با عظمت‏تر و بزرگتر از خداوند، کسی یافت می‏شود؟

2. در برخی از موارد که افراد دیگری هم در کاری همکاری کرده‏اند، گوینده، از ضمیر جمع استفاده می‏کند. فرض کنید در کلاس شما دو تیم تشکیل شده و قرار شده هر تیم یک انشاء بنویسد، تا بهترین انشا انتخاب شود. انشاء به وسیله سرپرست تیم نوشته می‏شود البته اعضا هم نظری داشته باشند، نظر خودشان را می‏گویند و سرپرست تیم، انشا را می‏خواند. وقتی انشا برگزیده منتشر شد سرپرست تیم می‏گوید انشا ما، برگزیده شد و نمی‏گوید انشا من. در مورد خدا نیز چنین است. در برخی از موارد، کارها به فرمان خداوند و به وسیله فرشتگان انجام می‏شود. در این گونه موارد نیز گاهی در قرآن از ضمیر جمع مااستفاده شده؛ مثلا گرفتن جان انسانها با اراده الهی و به وسیله فرشتگان انجام می‏شود؛ چنان که روزی دادن، عذاب کردن و... همگی با اراده الهی و به وسیله فرشتگان انجام می‏پذیرد.

برخی از مفسران در این باره می‏نویسند: آوردن ضمیر ما، برای بیان عظمت و قدرت است، زیرا بزرگان هنگامی که از خود سخن می‏گویند، نه فقط از خود بلکه از مامورانشان نیز خبر می‏دهند و این، کنایه از قدرت، عظمت و وجود فرمان بردارانی در مقابل دستورهای فرمانده است.

نقش ایمان به خدا در زندگى انسان چیست؟

| پنجشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۱۲ ب.ظ

شما اگر وارد منزلى شدید که مى‏دانید این خانه نه صاحبى دارد و نه حسابى، نه دوربینى در کار است و نه کنترلى، هیچ دلیلى براى نظم و دقّت و انضباط در کارهاى شما نیست.

در خانه‌ی رها، ما هم رها هستیم و هرچه ریخت و پاش نکنیم و نفس خود را کنترل کنیم ضرر کرده‌‏ایم، ولى اگر بدانیم که این خانه صاحب و حسابى دارد و تمام رفتار ما زیر نظر اوست، به گونه‏اى دیگر زندگى خواهیم کرد.

اگر ایمان بیاوریم که این هستى، صاحبى دارد به نام خداى حکیم و حسابى در کار است به نام معاد و براى تمام افکار و رفتار و گفتار ما پاداش یا کیفرى هست، ما نیز حساب کار خود را مى‏کنیم و خواسته‏‌هاى نفس سرکش خود را مهار مى‏کنیم. کارهایى را که صاحب خانه نمى‌‏پسندد، انجام نمى‏‌دهیم، زیرا مى‏‌دانیم به حساب تمام کارهاى خیر یا شرّ ما رسیدگى مى‌‏شود.

شب عروج معنوی

| چهارشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۹ ب.ظ

توحید یعنى چه؟

| دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۳۸ ب.ظ

توحید یعنى اعتقاد به این که هیچ آفریده‌‏اى جز الله وجود ندارد. یکتا پرستى و توحید به دو بخش تقسیم میشود:

1. نظرى یعنى اعتقادى، پس ما باید معتقد باشیم که ذات حق یکى است، در جهان هستى بیش از یک پروردگار وجود ندارد. پروردگارى که عالم، قادر، با اراده، حکیم و... مى‏باشد و اعتقاد به اینکه همه کارهایى که در جهان انجام مى‏شود بااراده و خواست الهى مى‏باشد و هر چه خدا بخواهد همان مى‏شود.

2. توحید عملى یعنى توحید در عبادت، پس ما باید تنها خدا را بپرستیم و معتقد شویم هیچ معبودى جزالله نیست و این معناى لا اله الا الله است.

برای مطالعه مطالب بیشتر، مى‏توانید به مجموعه آثار شهید مطهرى، جلد دوم، صفحه 99 تا 100 از انتشارات صدرا مراجعه کنید.

بی نیازی یعنی...

| يكشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۲۵ ب.ظ

از کجا بفهمـیم که خداوند وجود دارد؟

| شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۷ ب.ظ

فرض کنید در کنار خانه خودتان نسشته‏اید، از عمو یا یکی از اقوام می‏پرسید: این خانه ما را چه کسی ساخته است؟

او در پاسخ می‏گوید هیچ کس! خانه شما خود بخود ساخته شده است. یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود، این جا هیچ خانه‏ای نبود. گرد بادی وزید و پی خانه کنده شد. طوفان شدیدی به پا شد و آجرها از کوره آجر پزی و سیمان‏ها از کارخانه سیمان به این جا پرتاب شدند. باران آمد سیمان ساخته شد باد آجرهارا روی هم چید و... و سقف زده و گچ کاری و لوله کشی شد. در و پنجره‏ها و شیشه هایش نصب شد و خانه خود به خود ساخته شد.

آیا این داستان را باور می‏کنید؟ آیا امکان دارد خانه‏ای بدون بنا و کارگر ساخته شود؟ کتابی بدون نویسنده نوشته شود؟ باغی بدون باغبان کاشته شود؟ کارخانه‏ای بدون مهندسی و... ساخته شود.

وقتی وسایل بسیار کوچکی مانند خانه و کتاب و اتومبیل سواری و... به سازنده نیاز دارد، آیا آسمان و زمین با این عظمت و نظم دقیق، به سازنده نیاز ندارد؟

آیا تا به حال به وجود خودتان فکر کرده‏اید که چه قدر منظم و دقیق است؟ قلب نازنینتان چه قدر بادقت می تپد! اگر تپش قلبتان صد برابر می‏شد چه می‏شد؟ می‏دانید اگر قلبتان در هر دقیقه فقط یک بار می‏تپید چه می‏شد؟! آیا ممکن است چنین قلبی سازنده آگاه نداشته باشد؟ یک بار دیگر به ساختمان بدنتان نگاه کنید و ببینید چه قدر منظم و دقیق هریک از اعضای بدن شما در جای خودش قرار گرفته، چشم در کف پا قرار نگرفته، پاهای انسان روی سرش قرار نگرفته، چشم‏های انسان از کمرش بیرون نزده، دست‏های انسان ده متری آفریده نشده که هنگام راه رفتن به زمین بکشد، اندازه لاله گوش یک متر و نیم نیست، تا آدمی از شر گوشهای خودش فلج می‏شود و... آیا اینها همه‏نشانه هایی از وجود آفریننده‏ای دانا و آگاه نیست؟ آن آفریننده دانا، آگاه، قادر و همیشگی، مهربان و بی نیاز، کسی جز خدا نیست. این نظم و دقت که در ساختمان بدن ما هست در جهان نیز وجود دارد.

خلاصه این که: جهان آفرینش دارای نظم است. نظم جهان نشان دهنده ناظم برای جهان است و خدا نظم دهنده و آفریننده جهان هستی است.

خدای بزرگ و امامان معصوم (علیه السلام) نیز از مردم خواسته‏اند، با مطالعه کتاب آفرینش -که همه صفحه‏های آن با نظم دقیقی طراحی شده است - به وجود خداپی ببرند، از این در بسیاری از موارد به‏گوشه هایی از نظم هستی اشاره کرده‏اند. و به گفته سعدی:

برگ درختان سبز در نظر هوشیار *** هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

دلیلی که برایتان نوشتم برهان نظم نام دارد.

برای آگاهی بیشتر پیشنهاد می‏کنم کتاب پایه‏های ایدئولوژی در اسلام را که پاسخ‏های آیت‏الله محمد یزدی هست بخوانید.

خدا چیست؟

| دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۵ ب.ظ

اجازه بدهید قبل از آنکه درباره خدا، که آفریننده همه چیز است سخن بگوییم، اندکی درباره برخی از مخلوقات الهی صحبت کنیم.

1. شما با جاذبه زمین آشنا هستید و به خوبی می‏دانید که اگر جسمی را از بلندی رها کنیم به زمین سقوط می‏کند، ولی ذات و حقیقت نیروی جاذبه چیست؟ این سؤالی است که دانشمندان نیز نتوانسته‏اند به آن پاسخ دقیقی بدهند. پس ما از روی آثار نیروی جاذبه می‏توانیم به وجود نیروی جاذبه اطمینان پیدا کنیم، ولی حقیقت آن را نمی‏توانیم درک کنیم.

2. ما از روشن شدن لامپ چراغ، پی می‏بریم که در سیم برق، نیروی الکتریسیته وجود دارد، ولی حقیقت نیروی الکتریسیته چیست؟ ما نمی‏توانیم ذات و حقیقت آن را درک کنیم. تنها با دیدن آثارش، مانند روشن شدن لامپ آن، پی می‏بریم که در جایی نیروی الکتریسیته وجود دارد.

 این مثال‏ها را برایتان نوشتم تا توجه شما را به این نکته مهم جلب کنم، که چون ما انسان‏ها محدود و کم ظرفیت هستیم، نمی‏توانیم ذات خدا را بشناسیم، بلکه تنها از راه مخلوقات می‏توانیم به وجود ذاشتن خداوند یقین پیدا کنیم؛ از آفرینش جهان پی به وجود آفریننده می‏بریم.

از این که ما علم داریم می فهمیم که خداوند عالم بوده که به ما داده و از اینکه ما قدرت و توان داریم، می‏فهمیم که خداوند قادر و تواناست.

پس ما ذات خداوند را درک نمی‏کنیم، ولی به وجود داشتن خداوند و این که دارای صفت‏های علم، قدرت، حیات و... است یقین داریم و مطمئن هستیم که هر جا که باشیم او با ماست (محمد، آیه 35 / حدید، آیه 4) به همه کارهای ما آگاهی دارد، (هود، 5/بقره، آیه 235) نسبت به ما از همه [حتی از پدر و مادرمان] مهربان‏تر است و... (یوسف، آیه 64)

چرا ما باید خدا بشناسیم و دین داشته باشیم؟

| چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۰ ب.ظ

دلیل‏های زیادی وجود دارد که نشان می‏دهد ما وظیفه داریم خدا را بشناسیم و دین‌دار باشیم، که فقط دو دلیل آن را برایتان می‏نویسیم:

1. برای آنکه ضرر را از خودمان دور کنیم.

اگر روزی بخواهید به همراه پدر و مادر یا دوستانتان به اردو بروید و قبل از حرکت، رادیو اعلام کند هوا سرد و برفی خواهد بود، وقتی این خبر را شنیدید چه میکنید؟ آیا لباس گرم همراه خود بر نمی‏دارید؟ اگر وقت حرکت صدها نفر دیگر آمدند و گفتند هوای شمال سرد و برف و باران بود، مطمئن نمی‏شوید که این افراد راست می‏گویند؟ پس باید خودت را مجهز کنید. با شنیدن این خبرها هیچ عاقلی تردید نمی‏کند که باید خودش را برای سفر آماده کند و پوشاک گرم بردارد.

خداشناسی و دین‏داری نیز همین طور است، زیرا 124000 نفر از بهترین و راست‏گوترین افراد روی زمین یعنی پیامبران یکی پس از دیگری آمده‏اند و گفته‏اند: ای مردم خدا را بشناسید و خودتان را برای سفر آخرت آماده کنید. اگر برای سفر آخرت، توشه و وسایل کافی بردارید، شما به سلامت به مقصد می‏رسید و وارد بهشت می‏شوید، ولی اگر خدا را نشناسید و خودتان را برای این مسافرت آماده نکنید به قعر پرتگاه جهنم سقوط می‏کنید.

حالا با شنیدن حرف این همه پیامبر راستگو، نباید خدا و صفت‏های خدا را بشناسیم و خودمان را برای مسافرت آخرت آماده کنیم؟ هیچ عاقلی شک ندارد که با دیدن این همه آثار خداوند در روی زمین و با سخنان پیامبران راستگو همه ما وظیفه، خدا پیامبر، معاد و... را بشناسیم.

2. آیا تا به حال فکر کرده‏اید که چه قدر نعمت در اختیار ماست؟ اگر هوا و اکسیژن برای تنفس ما نبود چه می‏کردیم؟ اگر نمی‏توانستیم ببینیم، بشنویم، حرف بزنیم، فکر بکنیم، راه برویم و... چه زندگی دردآوری داشتیم؟ آیا ما نباید کسی که این همه نعمت را به ما داده بشناسیم و از او تشکر نکنیم؟ اگر کسی را که این همه نعمت به ما داده نشناسیم و از او تشکر نکنیم، انسان ناسپاس و بدی نیستیم؟ پس به خاطر این همه نعمتی که به ما داده شده ما باید خدا را بشناسیم و از او تشکر کنیم.